رضا قليخان هدايت
8
فهرس التواريخ ( فارسى )
زادگاه وى قريه چهارده كلاته از ناحيهء هزار جريب در جنوب شرقى مازندران و شمال سمنان بوده و نسب او به شيخ كمال خجندى مىرسيده و از اينروى در اسامى افراد آن خاندان گاه عنوان « كمالى » افزوده مىشد چنانكه جدّ وى به اسماعيل كمالى شهرت يافته . پدر وى در دستگاه جعفر قلى خان فرزند محمد حسن خان قاجار و برادر دلير آقا محمد خان به خدمت اشتغال داشته و پس از كشته شدن جعفر قلى خان به تزوير آقا محمد خان ، در دستگاه بنيانگذار سلسله قاجاريه « ريشسفيد عملهء خلوت و صندوقدار جنسى » شده ولى بهعلت سوء ظن و تنگنظرى شهريار قاجار مورد عتاب و خطاب قرار گرفته و بالاجبار به عتبات عاليات پناه برده است . اما اين دوران تبعيد و دورى از وطن چندان نپاييده زيرا در همان سال آقا محمد خان كشته شده و او بار ديگر به وطن باز آمده و در آغاز سلطنت فتحعلى شاه ، بهعنوان تحويلدار و صاحب جمع « كل متوجهات ديوانى » مأمور فارس شده و در هنگام سفر فتحعلى شاه به خراسان وى نيز همراه بوده و در طى اين سفر است كه خبر تولد فرزند خويش را شنيده و تيمنا و تبركا نام وى را رضا قلى نهاده است . رضا قلى اندكى بعد يعنى در سال 1218 پدر خود را از دست داد و يتيم شد و چون مادرش به حبالهء نكاح پسر عموى خود ميرزا محمد مهدى خان متخلص به « شحنه » درآمد ، وى در كنف حمايت و ظل عنايت ناپدرى كه مردى هوشمند و دانشورى آزاده و بلندنظر و روشندل بود ، قرار گرفت و الحق ناپدرى در حق وى پدرى كرد و در تربيت و تعليم وى مردانه كوشيد . اين نكته را بايد گفت كه بعد از مرگ پدر ، رضا قلى به همراه مادر از فارس به تهران بازگشت و چون خاندان مادرش در بارفروش ( بابل ) مازندران مىزيستند او نيز به بارفروش منتقل شد و دوران كودكى وى در اين شهر گذشت تا اينكه شوق زيارت خانهء خدا مادرش را برانگيخت تا از بارفروش بار ديگر به فارس رود . مادر وى سعادت زيارت خانهء خدا را دريافت ولى در اين سفر درگذشت و رضا قلى در زير سايهء ناپدرى خود همچنان به كسب علوم ادبيه و عربيه ادامه داد تا جايى كه مراتب فضل و كمال وى موجب گرديد كه حسينعلى ميرزا فرمان فرما سلطان بىجقه فارس و برادرش حسنعلى ميرزاى شجاع السلطنه او را به دستگاه حكومت سلطنتگونهء خويش دعوت كردند و رضا قلى در سايهء عطوفت و عنايت آنان به « مناصب مناسب » نائل آمد و چون شعر مىگفت تخلص شعرى « چاكر » را برگزيد . اما بعدها اين تخلص را رها كرد و « هدايت » تخلص نمود و بهگفتهء خودش « مقاطع بعضى از غزليات تبديل يافت » . تا اينكه در سفر فتحعلى شاه به فارس ، وى مورد توجه شاهانه قرار گرفت و شاه قاجار او را